DISQUS

A Beautiful Mind: A Beautiful Mind - “ !خانم‌های ارجمند، آقايان گرامی صد و سی و دو...

  • میرزا · 1 year ago
    حیف آقای اولدفشن. من این ذهن زیبا را از باقی کارهایتان بیشتر دوست داشتم. حالا به همان آنسوی نیک و بد قناعت می‏کنیم.همان هم غنیمت است.
  • mkm · 1 year ago
    اولدفشن اولدفشن حمایتت می کنیم.
  • گندم · 1 year ago
    شايد اگر مي دانستي چه روزهايي را كه براي ما تغيير نمي دهد همين جمله هاي نابي كه برايمان پيدا مي كني و مي نويسي اينجا، چه روزهايي كه من به شوق همين ها كامپيوترم را روشن كرده ام كمي تامل مي كردي.
  • رهگذر · 1 year ago
    حالا کجا کامنت بذاریم...من ولی اونی که گفتی رونمی خوندم به علاوه شک نداشتم یه مونثی!
  • فرسودگی · 1 year ago
    خداوندا، هر روز ترانه روزانه ام را عطا فرما.

    پیروز باشید...
  • hanif · 1 year ago
    اي بابا!!!
    من نميدونم چرا خيلي از وبلاگهايي رو که لينک ميکنم بعد از چند مدت نويسنده شون بي خيال نوشتن ميشن!!!
    فکر کنم نبايست ديگه وبلاگي رو که خوشم مياد لينک کنم!
    به هر حال من درک ميکنم که يه همچين کاري خيلي سخته مخصوصا که وبلاگ صاحاب اينجا چند تا وبلاگ ديگه هم داشته باشه.در کل ولي خيلي با اين وبلاگ حال کردم.پيشنهاد ميکنم همون چيزايي که هر از چند وقت تو اون يکي وبلاگ مينويسي اينجا هم بزاري که اينجا کامل کامل هم تعطيل نشه.فقط روزانه به روز نشه.ضمنا من از طرفداران پرو پا قرص آقاي اوف هستم و اميدوارم اون رو تعطيل نکني و مثل يه چند وقتي که زود به روز ميشد کار کني.
    خوب و خوش باشي.
  • نیوشا · 1 year ago
    صد و سی دو بار - حتی خیلی خیلی بیشتر ممنون برای زحمت های شما این جا .
    The show must go on
    هر جایی که صاحاب بلاگ بفرماید . میآیمم . شو ماست گو آن . هی هی هی .
  • مهدي · 1 year ago
    سلام خوب!
    خوشحالم از اينكه به جاي تلويزيون نگاه كردن آنقدر كتاب خوانده اي كه اين جملات زيبا را هديه ميدهي
    موفق باشي
  • RahiL · 1 year ago
    :(
  • leila · 1 year ago
    سلاخی زار می گریست
    به قناری کوچکی دل باخته بود... حالا اگر قناری به خانه همسایه کوچ کرده خیلی بهتر از آن است که رفته باشد برای همیشه
    قناری کوچک زیبا اگر روزی در تو توان پرواز بود باز به خانه دل ما بیا
  • درنا · 1 year ago
    ذهن زیبا یکی از محبوب ترین وبلاگ های من است.بسیار دلتنگش خواهم شد. به خاطر روز های خوب نوشته های زیبا و انتخاب های بی نظیرتان از شما متشکرم . دوست من پایدار و سربلند باشید.
  • sun · 1 year ago
    :(
  • آيدا · 1 year ago
    ای بابا، انگار خيلی زودتر از آن «به‌زودی » کذايی کارمند-لازم شديد که قربان! سق ما سياه بود يا چی؟!!
  • نوید · 1 year ago
    با سلام
    درود فراوان جناب اولدفشن
    قبلاً یک نامه‌نگاری کوچک با شما داشتم. دوستی می‌گفتند که بخش جواهرات و کفش‌های وبلاگ شما چندان هنری نیستند و اگر به یاد داشته باشید در آن نامه گفتم که من آشنای هنرمندی دارم که تنها به خاطر همان بخش‌های مذکور به وبلاگ‌تان سر می‌زند. در این‌جا هم دیدم که دوستی نوشته‌اند: "حیف آقای اولدفشن. من این ذهن زیبا را از باقی کارهایتان بیشتر دوست داشتم." برایم جالب بود! می‌توانید یکی از این شعارهای تلویزیونی بسازید مثلاً:
    اولدفشن اینجا٬ الدفشن اونجا٬ الدفشن همه‌جا!‌ یا مثلا: الدفشن٬ یکی برای همه! یا مثلا: الدفشن برای تمام سلیقه‌ها٬ تمام سنین!
    در هر صورت همه‌اش صدق می‌کند؛ به قول آن دوستی که می‌گفت: آقای الدفشن برای خود یک وبلاگستان کامل است!
    میکروبلاگی جذاب و خواندنی بود. ای کاش تعطیل نمی‌شد یا حتی به صورتِ غیر دائمی هم٬ همین‌جا آپدیت می‌شد... اما هر جور خودتان صلاح می‌دانید! ما پیرو شماییم! چه این طرف چه آن طرف٬ مطالب زیبایتان را دنبال می‌کنیم.
    نمی‌دانم به عنوان پایان بخش پیام‌ام چه جمله‌ای تقدیم‌تان کنم! شاید این ترانه‌ی خیام شنیدنی‌تر از باقی چیزها باشد:
    گردون نگری ز قد فرسوده‌ی ماست
    جیحون اثری ز اشک پالوده‌ی ماست
    دوزخ شرری ز رنج بیهوده‌ی ماست
    فردوس دمی ز وقت آسوده‌ی ماست
    پاینده باشید و پیروز
  • مسعوده · 1 year ago
    جناب آقای عزیز با ذهن زیبای ِ تمام نشدنی
    حیف شد که دفترش را بستید بس‌که طعم خوشی داشت لحظه‌های خواندن این بخش‌های بی‌بدیل. با چه می‌شود جایگزینش کرد؟ توت فرنگی؟ گناه ما نیست‌ها. به زندگی‌مان حواشیه ملزومی می‌افزایید بدون‌شان زندگی کردن ناممکن می‌شود گاهی.
  • h@med · 1 year ago
    :(
  • neda · 1 year ago
    با این وبلاگتان زندگی می کردم. به نظرم فوق العاده بود. گاهی می رفتم به صفحات اول و فقط به یک نقل قول زمان زیادی خیره می شدم.
    شاید هم اگر همه این شیرینی ها یک جا نباشند و بین مطالب دیگر اولد فشن قرار بگیرند مزه شیرینشان چند برابر شود.
    فقط لطف کنید اینجا را نبندید تا ما باز هم سر بزنیم و لذت ببریم.
  • rf · 1 year ago
    جزء معدود وبلاگهایی بود که حس خوبی بهم میداد..
  • مهديه · 1 year ago
    من اين وبلاگ رو خيلي دوست دارم. حيف شد كه ديگه به روز نمي شه :(
  • نبات · 1 year ago
    فرمودید به شیوه ی کنونی
    یعنی انتشار غیر روزانه ادامه دارد؟؟؟؟
  • فری · 1 year ago
    هی مرد! اینجا عالی بود

    We are more in love with desire than the desired!

    (همینجوری بی ربط یا شایدم با ربط)
  • نانا · 1 year ago
    یعنی اگر در موردش با هم صحبت کنیم هم امکان نداره دوباره شروع کنی به نوشتن؟
    اینجا انقدر شیرین و بی شیله پیله بود که آدم وقتی که ناراحت بود، دوست داشت فقط بیاد و یه نگاهی هم شده بندازه.
    اگر دوباره بنویسی، فکر نکنم هیچ کس ناراحت بشه.
  • پویان · 1 year ago
    زیبا ست این ذهن... چه در آنجا چه در اینجا... برایت آرزوی موفقیت دارم. شما تمام نمی شوید
  • sara.h.g · 1 year ago
    حیف قشنک بود ولی خوب اونجا و حالا بیشتر میخونم
    پس فعلا با ذهن ریبای آقای اولدفشن خدافظ
    هر چیزی یه روز تموم میشه مهم حس و فکرای قشنگه که میمونه و هیچ وقت جرقه هاش از بین نمیره
  • vida · 1 year ago
    دوست داشتنی بود این ذهن بی نهایت زیبا .
  • zar · 1 year ago
    عالی بود آقا.این جا ، واقعی شده یا پیاده شده ی بخشی از تخیلات من بود.از و البته که آقای اولدفشن مهربون تر از اینه که واقعیات رو به تخیل برگردونه. و البته که آقای اولد فشن میدونه
    دشوارترين بخش يك خداحافظی آن‌جاست كه قادر نخواهد بود بار ديگر سلام بگويد.
    و البته که آقای اولد فشن میدونه این جمله اینجا ، "جای دیگر" را سخت شامل میشه.
    ....پس برمیگرده ... بعد یه نفس کشیدن از ته دل...
  • Mrs Shin · 1 year ago
    من این وبلاگ را خیلی دوست داشتم. کاش می شد که تعطیلش نکنی و به جای آن آپدیت کردنش را کمتر کنی. مثلا به جای روزی یک بار هفته ای دو یا سه بار. اصولا به جای من جای این حرفها در آن یکی وبلاگ شما نیست. اما باز هم وبلاگ صاحاب بهتر می داند
  • زهرا · 1 year ago
    بهتون تبريك مي گم براي اين همه توانايي! لكن حسودي هم مي كنم!خيلي هيجان انگيز بود كه بيام و پستاي جديد و بخونم، اميدوارم كه با يه ذهن زيباتر يه جاي ديگه باز شروع كنيد
  • مرضیه · 1 year ago
    دلمان گرفت بسی آقای اولد فشن!!! موفق باشید
  • مهدی اسدی · 1 year ago
    ما دلمون برای یاینجا تنگ میشه ... باور کن از جمله های ناب اینجا تو مناسبات کاری و تجاری و حرفه ای خودم استفاده کردم و جواب گرفتم..مخصوصا عاطفی ها ... به هر حال خوشحالم اولدفشن هنوز هست و کار میکنه ... ولی اگر دوست داشتی به این فکر کن که بروز کردن اینجا فقط یه جمله هست یعنی با موبایل هم میتونی اینجا رو بروز کنی ... یاعلی ... موفق باشی
  • milad..! · 1 year ago
    متاسفیم که این ذهن زیبا به انتهای راه تمامی ناپذیر خودش رسید..!!امیدواریم"وبلاگ صاحاب" نیک و بدش را در جایی دیگر نشان دهد..!
  • آزاده نيلي · 1 year ago
    حيف
    ذهن زيبا فوق العاده بود
    باز خدا رو شكر كه جاي ديگه اي گه گداري هست
    موفق باشيد
  • کیوان · 1 year ago
    هیچی فقط خسته نباشی!
    البته می دونم که گفتن من فایده نداره
  • سارا · 1 year ago

    چيزی كه بيش از جدی گرفته‌شدن ازش بدم می‌آيد
    "اين است كه خيلی جدی گرفته شوم
    آقای اولد فشن جان شایدخوشت نیامده که این "ذهن زیبا" زیاد جدی گرفته شده ولی با شرمندگی بگم که واقعا جدی گرفته شده و از کامنت غالب دوستان پیداست که یه جورایی اعتیاد خاصی هم به اون پیدا کردند بنابراین ازتون میخوام که بجای جایگزینی بخش "آنسوی نیک و بد" همچنان فضای خاص این وبلاگ رو به همین منوال حفظ کنید
    گاهی وقتها بعضی چیزهای آدم فقط مال خودش نیست - حالا تکلیف مایی که این وبلاگ رو خیلی خیلی دوست داریم چی میشه به نظر شما؟
  • fokhi · 1 year ago
    عالی بود،دنبالت می کردیم...دنبالت میکنیم
  • shirin · 1 year ago
    yani dige nminevisish?!!

    heyfe! kheilia heili doosesh daran!
  • Behnaz · 1 year ago
    من به همه ی وبلاگ هاتان سر می زدم و می زنم .....حیف که یکی ازبهترنشون کم شد....
  • مريم · 1 year ago
    من مدت زيادي كه وبلاگتونو ميخونم
    و بي نهايت اين ذهن زيبا رو دوست داشتم
    صد حيف كه به پايان رسيد
    اما حتما منتظر خلاقيت جديد شما هستيم
    به رو ز و يهروز باشيد
  • ف.د · 1 year ago
    :)
  • بهروز · 1 year ago
    حیف! ممنون برای این سخت کوشیتان
  • فرنوش · 1 year ago
    سلام ... می دونی همیشه که این جا رو عین یه قرص روزانه می خورم ... نمی خاسم باور کنم که یک آدم با همین محدودیت ها که میگی این جا می نویسه.. هنوزم دوس ندارم باور کنم ... چرا همیشه به محض اینکه دل می بندی و می خای یه کم رسیده باشی .. باید دوباره راه بیفتی .. من ...
    هیچ .. اما ناب بمونی ...
  • فاطمه · 1 year ago
    واقعا حیف! یکی از شادی های هر روزه ام خواندن این جا بود!!!!
  • پرهام · 1 year ago
    من این وبلاگ را خیلی دوست داشتم ولی شما را بیشتر از علاقه ام به این وبلاگ درک می کنم و ممنونم که تا اینجا هم ادامه دادید
    بسیار سپاس گذارم و آرزوی موفقیت برای شما دارم
    سلامت باشید - بدرود
  • فرزانه · 1 year ago
    اگر ذهن زیبا به پایان کار رسید ولی ذهن های زیبا همچنان می تراوند.
    این نیز بگذرد.
  • فرانک · 1 year ago
    از این حضور 132 روزه بسیار لذت بردیم
  • shiva · 1 year ago
    خیلی بلاگ زیبایی بود،بهتون خسته نباشید میگم
    هردفعه که میومدم لذت میبردم ولی حیف...
  • hafez · 1 year ago
    salam,linke on blogeto bara man mizari?man faghat ino mikhondam
  • مسیح بر کوه زیتون · 1 year ago
    واقعا" حیف شد من خیلی اینجا می اومدم.
  • سخت‌گير · 1 year ago
    يك دوستي داشتم كه مي‌گفت: نانوايي ها هم جوش شيرين ميزنند بيچاره فرهاد!
  • c!na · 1 year ago
    pishtar ham barat neveshtam ke webloge khoobi dari.man taghriban har rooz mikhandam.entekhabhat bazan jaleb bood.adamaE ke azashoon jomleE miavordi tasviri ke adamaye jasangin o gondeE ke jomalate ghesar migan dar zehnam bood ro mahv kard...khaste nabashi.
  • botgar.persianblog.ir · 11 months ago
    hejab-diary.blogfa.com شما دعوت شده اید به وبلاگ مسئله ای به نام "حجاب"

    سـلام………………………………… ۞ ………………… ۞
    ……………………………………//__)) …… ۞ ………………… ۞
    ……………………………… ……//……………۞ ………………… ۞
    …………………۞…۞…۞ … … ………… ۞ …۞۞۞ …… ۞………۞۞۞
    … ۞۞۞……۞…۞…۞……۞ … … …۞ …۞……۞……۞………………۞
    …۞………۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞……۞……۞……۞۞۞۞………۞
    ….۞…….۞………………………………………………………………۞……۞…………………۞
    …….۞.۞.…………………………………………………………۞……………۞۞۞۞۞۞۞
    …………………………………………………………………………۞
    ………………………۞۞۞۞……………۞۞۞۞…………۞
    …………………….۞۞……۞۞………۞۞……۞۞.…….۞…….۞.……………….۞
    بــــه نــــام……۞۞…………………۞۞……………………….۞…….۞…………………۞
    …………………۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞.……۞۞۞۞۞۞۞

    …………………………………………………………۞…………………………………۞

    … کمتر کسی از آن به عنوان یک مسئله سخن می گوید!

    خیلی دلم می خواست با این دو دختر حرف بزنم و بفهمم زمانی که پدر یا مادر آنها بهشان گفته اند دیگر باید چادر سر کنند، چه استدلالی برای این دستور آورده اند؟ مثلا مادر گفته است: چون من چادر سر می کنم تو هم باید سر کنی؟ یا اینکه که برای محافظت از خودت باید چادر سر کنی؟ هرکدام که باشد، یک واقعیت روشن است و آن اینکه "چادر موروثی"، و اساسا حجاب موروثی، آن هم برای دختری که با هر منطق و عقل سلیمی هنوز یک کودک است، یکی از غیرانسانی ترین شیوه های اجبار است که برخلاف اجبار حکومتی حجاب که همه می بینند و درباره اش حرف می زنند، آنقدر پنهان است که حتی وقتی فمینیستها یا محققان مسائل زنان خشونتهای خانگی را که دختران دچار آنند فهرست می کنند، جایی در آن فهرست پیدا نمی کند.
    شما هم از تجربه خودتان و دوروبری هایتان درباره چادر بنویسید.


    کامنت گذار: سید حسین متولیان
    آدرس: botgar.persianblog.ir
    نکته جالب به نظر من اینه که این تفکیک ذهن ما رو آماده میکنه که به هم به چشم انسان نگاه نکنیم. وقتی یه دختر و یه پسر همدیگه رو میبینن بجای اینکه فارغ از جنسیت به انسان بودن طرف مقابل دقت کنند دقیقا روی جنسیت زوم میکنند. دوست دختر و دوست پسر تو همین فرهنگ شکل میگیره. فرهنگی که نمیتونه بگه دوست. انگار بزرگترین مرز برای دوستی جنسیته. این فاجعه است.
  • روشنک · 8 months ago
    من تازه امشب با این وبلاگ آشنا شدم. راستش هر روز به اولد فشن سر میزنم و حظ می برم اما اون قدر زیاد که تا امشب متوجه آدرس های بالا نشده بودم و ای وبلاگ رو ندیده بودم !!!! که تقریبا یک سال پیش که به طور اتفاقی به مردی به نام اولد فشن سر زدم تا صبح بیدار موندم و همه پست هاشو دیدم. بعضی از کامنت ها رو خوندم دیدم این اتفاق گویا برای یک نفر دیگه هم افتاده بود... امشب هم این مساله تکرتر شد... شما نبوغ بسیار زیادی دارید. هر بار که به وبلاگ هاتون سرزدم در دلم واقعا تحسینتون کردم.... سرفراز باشید
  • y · 6 months ago
    http://farahmandt.blogspot.com/search/label/Gro...
    اطلاعیه مدیتیشن گروهی برای ایران
    لطفا به دوستان خود اطلاع دهید
  • شاهین · 6 months ago
    سلام
    واقعا خسته نباشید ! خیلی وبلاگ های باحالی دارید !
    من آقای اوف و اولدفشن و ... دنبال می کردم ولی پریروز اتفاقی با این هم آشنا شدم و یکله همه ی نوشته هاشو خوندم !
    خیلی جالب بودن ؛ واقعا دستتون درد نکنه !
  • م.ص.ط.ف.ی · 6 months ago
    سلام به همه.
    خواستم بگم وبلاگی درست کردم - بدون خبر داشتن از اینجا البته - که محتواش یه چیزی تو همین مایه‌هاست...
    دیدم بد نیست به اطلاع دوستانی که شاید اینجا سر بزنن، برسونم.

    وبلاگ «آغوشی برای تو» ، هر چند وقت یکبار با «یک سخن، یک تصویر» قصد داره دنیا رو برای همه کمی قابل تحمل‌تر کنه.
    امیدوارم در این راه موفق بشه...

    خوشحال میشم سر بزنید:
    http://hug4u.wordpress.com